برگ-رضاعسکری

داستان سفر برگ

که گفته، صدای خش خش برگ ها، زیر پا، زیباست؟ هیچ توجه کرده ای، قدم از قدم که برمیداری، ساکت تر میشوی؟ آن زمان که گوشَت مملو می‌شود از خش…